نمايندگى ولى فقيه سپاه پاسداران انقلاب اسلامى
90
اصطلاحات نظامى در فقه اسلامى ( فارسى )
« اهَوى اخيكَ مَعَنا ؟ فَقالَ نَعَمْ ، قالَ فَقَدْ شَهِدَنا وَ لَقَدْ شَهِدَنا فى عَسْكَرِنا هذا اقْوامٌ فى اصْلابِ الرِّجالِ وَ ارْحامِ النِّساءِ سَيَرْعَفُ بِهِمُ الزَّمانُ وَ يُقْوى بِهِمُ الْايْمانُ » « 1 » آيا ميل برادرت با ما بود ؟ گفت : آرى ، فرمود : پس او در اين جنگ با ما شركت داشته است و نيز كسانى كه در صلب پدر و رحم مادرانند و هنوز قدم به جهان نگذارده اند ، آنها با ما در اين لشگر كشى شركت كردهاندو با ما در ثواب شريكند . چون به دنيا آيند و ايمان ما را در دل گيرند ، زمان و روزگار به وسيلهء آنها پيشى مىگيرد و ايمان و اسلام به وجودشان توانا و قوى مىشود . عَصَمَة عَصَمَة در لغت ، يعنى قلّاده و گردنبند ، طوق گردن سگ . « 2 » در اصطلاح يعنى پيمان و قراردادى كه بين مسلمانان و اهل ذمّه بسته مىشود . وقتى گفته مىشود « انْقَطَعَتِ الْعَصَمَةُ بَيْنَنا وَ بَيْنَ اهْلِ الذِّمَة » كه آنها با يكى از شروط قرارداد مخالفت كرده باشند ، يعنى آن قراردادى كه بين ما و اهل ذمة بود ، از بين رفت . « 3 » تازمانى كه اهل كتاب به شرايط ذمّه و فادار هستند ، لازم است آنها را يارى نموده و از تجاوز به آنها جلوگيرى كرد و وقتى در شرطى از شرايط ذمه اخلال ايجاد كنند ، ( از ذمه خارج شده ) و جان و اموال و اهلشان هدر مىباشد . « 4 » عَقْر عَقْر در لغت يعنى زخمىكردن ، سربريدن و پىكردن . « 5 » در اصطلاح يعنى كشتن يا پى كردن پاهاى حيوان . « 6 »
--> ( 1 ) - شرح نهج البلاغه ، سپهر خراسانى ، ج 1 ، ص 199 . ( 2 ) - فرهنگ جديد عربى - فارسى . ( 3 ) - ينابيع الفقهيه ، كتاب الجهاد ، ص 307 . ( 4 ) - همان ، ص 159 . ( 5 ) - فرهنگ جديد عربى - فارسى . ( 6 ) - ينابيع الفقهيه ، كتاب الجهاد ، ص 307 ( قاموس الجهاد ) .